پناه

طفلك ماماني

  مامانيه من الان خسته است و دلش مي‌خواد زود ساعته كارش تموم بشه طفلك اصلا دوست ندارم مثل اون خبرنگار بشم اينم شد كار هي بدو بدو اصلا به فكر من نيست يكي نيست به اين مامان خانوم بگه شغل تو اين دنيا نبود كه تو رفتي سراغه اين كاره مزخرف كه همش دوندگيه الانم بعده يه روزه كاريه سخت اين طوري نشسته داره فكر مي‌كنه واقعا كه طفلكا فكر كنم داره يه فكراي بد تو ذهنش مي‌ياد برم تا كار دست خودشو من نداده ...
31 شهريور 1390

دست و پامون بلوری نیست

سلام نمی دونم چرا همه مامانا فکر می کنن نی نی یای اونا بهترین جوجه عالم هستن. مامانه منم از این قاعده مستثنی نیستش. اما قبول نمی کنن که بعضی وقتا تو این موضوع افراط می کنن ا لبته دسته خودشون نیست که فکر می کنن دست و پای ماها بلوریه طفلکا نمی دونن آینده باید کلی خجالت بکشن که بچه هاشون ماییم که این قدر براشون دردسر درست می کنیم  با این حال باز شما هم مثل مامانه من مامانید دیگه بازم فکر می کنید بهترین جوجه های عالم نصیبتون شده امیدوارم که واقعا ماها لایق این همه محبتتون باشیم   ...
30 شهريور 1390

هورا يه دوست

سلام مامانم خيلي سلام كردنو دوست داره به همين خاطر منم سعي مي‌كنم هميشه اول سلام بدم ديروز خيلي خوشحال بودم چون ماماني يه دوست داره كه اون يه دختر داره كه احتمالا بيان همسايه ما بشن  اسمش هلنه ني‌نيه با حاليه خوشحالم مامانم اين روزا حالش يه كم خوبه خوشحالم. ماماني هميشه همين طور باش تا منم در آينده بچه آروم و سالمي بشم. باشه؟ باشه     ...
30 شهريور 1390

عصه نخور مامانی جونم

مامانیم اصلا حالش خوب نیست نمی دونم چرا؟!!!!!!!!! . کاش می تونستم کمکش کنم. دوست دارم از این حال دربیاد و یه کم از وقتشم راجع به من حرف بزنه اینکه دوست داره نازش که من هستم  چطوری باشم دختر باشم یا پسر و از این حرفا حل می شه مامانی مطمئن باش غصه نخور عزیزم وقتی که من بیام دیگه این قد شلوغ می کنم که وقت غصه خوردن نداشته باشی ...
28 شهريور 1390

بي‌خيال اومدن شدم

با شرايطي كه تو دنياي شما آدم بزرگا هستش كلا بي‌خيال اومدن شدم فكر كنم يه كم حالم از دنياي شماها بهم مي‌خوره مامانو بابابو اصلا دوست ندارم دوتاشونم ديونه هستن البته ببخشين كه در رابطه با بزرگترام اين طوري حرف مي‌زنما حقشونه     ...
28 شهريور 1390

اتاقم پريد

امروز صبح خوشحال بودم كه مامانو بابام دارن خونه‌اي مي‌خرن كه يه اتاقم واسه منه واسه خوده خودم  ، اما يهو همه چي به هم خورد و نقشه‌هام نقش بر آب شد چون اون واحد دو خوابه فروش رفته بود و اينا مجبور شدن دنبال واحد تك خواب باشن حيف شد  . بيچاره من كه اتاقم پريد. چرا اينطوري مي‌شه به نظر شما الان بايد ناراحت باشم يا خوشحال كه حداقل مامانو بابام خونه دار شدن؟ ...
27 شهريور 1390

بيچاره من

  فكر كنم با شرايطي كه پيش مي‌ره وقتي به دنيا ميام يه بچه‌ي روان نژند باشم. چرا چون منه بدبخت بچه يه خبرنگارم كه از صبح تا شب با آدماي زبون نفهم سرو كله مي‌زنه.     مطمئنم اين شرايط كاري رو منم تاثير مي‌زاره بي برو برگرد.     بيچاره بابام كه داره تحملش مي‌كنه.تصميم گرفتم اگه ماماني كارشو عوض نكنه نيام. جونمو از سره راه كه پيدا نكردم گيره اين جور آدما بيفتم. ...
26 شهريور 1390

بدون عنوان

سلام امروز بابام یه کم راجع به من حرف زد اما خیلی جدی نبود... وقتی اینطوری حرف می زنه به فرشته های دورو برم می گم انشاالله تیمش که استقلال باشه همش ببازه و من یه کم دلم خنک بشه مامانم اما هرازچندگاهی بهم فکر می کنه. بازم گلی به گوشه جماله مامانم. راستی امروز تصویب شد که اگه دختر شدم اسمم بشه پناه. گام اول رو خوب برداشتم، بازم  از هیچی بهتره حالا باید ببینم اگه پسر شدم اسمم چی می خواد بشه راستی از همتون می خوام که واسه حل مشکلات مامانی و بابا جونم دعا کنن خواهش می کنم     ...
25 شهريور 1390

نیستم اما شاید چند سال دیگر باشم

سلام، سلام، سلام من نی نی ام اما نمی دونم قراره کی بیام تو دنیای شما. مامانو بابام تازه 5/4 ماهه که با هم نامزد شدن. البته راجع به من زیاد حرف نمی زنند چون فعلا اصلا دوست ندارن من بیام تو دنیای شما. راستش باید درکشون کنم اونا هنوز به این زودی ها آمادگیشو ندارن به هر حال من از امروز تصمیم گرفتم در رابطه با چیزایی که دوست دارم باشم حرف بزنم بعدا حضورا خدمت همه دوستان می رسم البته قول نمی دم به این زودی ها باشه شاید تا اون موقع همه نی نی ها بزرگ بشن ولی به هرحال سلام من اومدم ...
23 شهريور 1390
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به پناه می باشد